یه عکس توپ از رضا عنایتی . سلطان گل ایران

این هم عکسش

 wsa1iw.jpg

 غلامرضا عنایتی در سال 1354 درمشهد به دنیا آمد.درجنوب شرقی شهر مشهد محله ای فقیرنشین بنام رضائیه وجود دارد که خدادادعزیزی هم بزرگ شده همان جاست و رضاعنایتی دومین چهره ی سرشناس برخاسته از رضائیه است.رضا فرزند دوم خانواده ای شش نفره بود.پدرش کارگر و مادرش خانه دار وبطور کلی وضعیت مالی خانواده آنها در سطح ایده آلی نبود.رضا درهمین محله بزرگ شد.سرگرمی او مثل تمام بچه های محله الک دولک ،هفت سنگ وقایم باشک و بازی های محبوب جنوب شهری ها بود. تا اینکه به سن مدرسه رسید. کارگر ساده کارخانه فرش...پسران بزرگ شده جنوب شهر معمولأ زیاد درس خوان نیستند. نوع زندگی سخت آن محیط خیلی زود پسر بچه ها راجذب دنیای کار وکمک به خانواده می کند  و غلامرضا هم از 10 سالگی و در تابستان ها کارگری را شروع کرد.رضا تا دبیرستان هیچ علاقه ای به فوتبال نداشت و حتی در زنگ های ورزش هم پینگ پنگ بازی میکرد تا اینکه از دبیرستان  بصورت تفریحی فوتبال را شروع کرد.رضا به سختی در رشته انسانی دیپلم گرفت. او نه علاقه ای به درس خواندن داشت و نه امیدی به دانشگاه رفتن، بنابراین خیلی سریع دفترچه آماده به خدمت گرفت و راهی سربازی شد. طی دو سال خدمت سربازی بازهم فوتبال جایگاهی در زندگی رضا نداشت ،مگر در مواقع مرخصی و روزهای جمعه که رضا بیشتر به خاطر بودن با رفقا و تجدید دیدارها و خاطرات به زمین خاکی محله می رفت و چند گیم فوتبال هم میزد. سال 1375 دو سال خدمت رضا تمام شد و در سن 21 سالگی به دنبال کار میگشت. او تا این لحظه هیچ تصور و رویایی از آینده نداشت و به واقع به هر کاری با توجه به تحصیلات و اندوخته مالی خانواده فکر میکرد الا فوتبال !رضا به عنوان کارگر روز مزد با قراردادی 3ماهه جذب کارخانه فرش مشهد شد. او کارگر معمولی بود و نوع قراردادش طوری بود که هر روزی که سر کار حاضر نمیشد حقوقی نمیگرفت. تازه اگر صاحب کار بعد از 3ماه از کار او راضی می بود ،قراردادش برای 3 ماه تمدید میشد. روزی 8 ساعت پای دستگاه ،حقوق ماهیانه 80هزار تومان ،هر روز از ساعت 7 کارش شروع میشد تا 3 بعد از ظهر. وقتی به خانه میرسید ساعت 5 بود ورضا آنقدر خسته بود که حوصله ی هیچ کاری را نداشت. در این شرایط فقط روزهای جمعه برای رضا باقی میماند که سری به دوستان در زمین فوتبال بزند.  به تدریج بازی رضا آنقدر خوب شد که با تشویق دوستان خود را به تیم کاخانه فرش مشهد معرفی کند.   مربی تیم آماتوری خیلی به سختی رشا را پذیرفت و این عضویت در تیم کارخانه چند سود برای رضا داشت. اول اینکه فرصت بیشتری برای تمرین کردن و آموختن مهارت های فوتبال پیدا  میکرد. دوم اینکه در هفته 3 روز میتوانست کمتر کار کند و سوم اینکه با موفقیت های تیم و درخشش رضا ،نیاز به  او  مضاعف می شد و قرارداد هایش اتوماتیک 3 ماه 3 ماه تمدید می شد !رضا از سال 1376 در تیم آدنیس و زیر نظر "علی سیف" فوتبال را به صورت جدی و رسمی شروع کرد.او تصمیم گرفت فوتبال را جدی تر دنبال کند و فوتبالیست حرفه ای شود و به جایی برسد که مثل "خداداد" باعث افتخار محل و خانواده شود...سرانجام رضا  به پیراهن بزرگترین و بهترین تیم مشهد یعنی " ابو مسلم " رسید و  در بالا ترین سطح فوتبال کشور « لیگ آزادگان» فوتبال را تجربه کرد. حالا رضا به رویا ها و آرزوهایش رسیده بود...

غلامرضا عنایتی روز 12 تیرماه 1378 ازدواج کرد. همسرش دختر عمه ی او بود و از این ازدواج صاحب 3 فرزند پسر شده که " معین ، عماد و امید نامشان است .

/ 3 نظر / 11 بازدید
amir

baba damet garm kheili hal kardam faghat rezaye aghaye gol chakerim[چشمک]

محمد

رضا جون دوست دارم و ................ .